موسیقی ترکمن:نياکان تيره هاي ترکمن ( اوغوزها ) که در رده بندي ترک نژادان، از ترکان شرقي اند، به هنگام حرکت از غرب چين و جنوب مغولستان به سوي آسياي ميانه، خنياگران دوره گردي را به همراه داشتند که « اوزان » ناميده مي شدند. اوزان ها زبان گويا و روايتگر رنج هاي مردم خود بودند. اوزان ها که کارشان ريشه عميقي در آيين شاماني و پرخواني (جادو پزشکي – موسيقي درماني) داشت، در شأن قهرمانان ايل، حماسه ها مي سرودند و این را می توان همه آثار بنيادي موسيقي ترک زبانان دانست. به عبارت ديگر، اوزان ها، بخشي عاشيق و ترکي سرايان سده هاي گذشته اند که سوگ و شادي و  رزم و بزم انسان ها را با واژگاني ساده و آهنگ هايي موزون و دلنشين بيان داشته اند و با انتقال آن ها از نسلي به نسل ديگر، اين آثار را به ما رسانده اند.

نامدارترين « اوزان » در فرهنگ ترکي روزگار پس از اسلام، شخصيتي به نام « غورقوت آتا » يا « دأده غورقوت » است. در کتاب جامع التواريخ نوشته ی « رشيدالدين فضل الله همداني » و شجرة التراکمه نوشته ی « ابوالقاضي خان » نيز به اين شخصيت اشاره شده است. « اسپينسکي » محقق روسي، در اثر خود «موسيقي ترکمن» مي نويسد:

« بخشي به کسي اطلاق مي شده است که خط اويغوري را مي توانسته به خوبي بخواند ». «اسپينسکي» در جاي ديگري از اين کتاب مي گويد:

« باکشي واژه اي مغولي است و معني استاد مي دهد و به کسي اطلاق مي شده که حالات شمن را به خود مي گرفته است ». اما عنوان بخشي در متن هاي فارسي به معناي « بخشيدن  » و « هبه کردن » آمده است. بخشي ها، روان پزشکاني هستند که نفسي گرم به ايشان بخشيده شده است.

گمان مي رود که واژه « بخشي » عمري بيش از 250 تا 300 سال نداشته باشد؛ چرا که در زمان مختوم قلي واژه « اوزان » هنوز مصطلح بوده و هنوز تماما" جاي خود را به واژه « بخشي » نداده بوده است. چنان که عارف و شاعر بزرگ ترکمن، مختوم قلي در يکي از شعرهاي خود آن دو را مترادف هم آورده است: « اگر به ايل سعادت روي کند، بخشي و اوزان در آيند ».

« بخشي » ترکمن، در همه جا با دو تار و آواز، تاريخ قوم خويش را مي گويد. او آن قدر حرف دارد که فرصتي براي شاد زيستن و آرام زيستن ندارد. شايد به همین دليل است که رقص، که در اغلب فرهنگ هاي نواحي ايران، بخشي از ادبیات شفاهي را تشکيل مي دهد و در برخي از فرهنگ ها از مهم ترين عوامل بروز و ارائه فرهنگ يک قوم به شمار مي رود، در ميان ترکمن ها جاي ويژه اي ندارد و عدم حضور سازهاي کوبه اي در فرهنگ و موسيقي ترکمني مي تواند دليلي بر اين مدعا باشد.  وابستگي زياد ترکمن به اسب در گذشته و حضور سنت ديرينه قالي بافي و نمد مالي در ترکمن صحرا باعث شده است که مردم ترکمن پديده ريتم را در فرهنگ خود در تداوم صداي موزون و متنوع سم اسبان و حرکت ها و صداهاي ريتميک شانه در قالي بافي و حرکت هاي موزون در نمد مالي جست و جو کنند. در اين جا صداي سم اسبان و صداي برخورد شانه بر تارو پود قالي به جاي سازهاي ضربي نشسته است.

دوتار: در موسيقي ترکمني دوتار مهم ترين ساز است. اين ساز را از آن روي که بيشتر کاسه آن را از چوب درخت توت مي سازند، « توت تار » و از آن روي که چوب را براي خشک کردن در تنور مي گذارند، « تامديرا » ( تامدير در زبان ترکمني به معني تنور است ) و به طور اولي از آن روي که داراي دو سيم است، «دوتار » مي نامند. در قديم وترهاي دوتار از جنس ابريشم تابيده شده بود، اما امروزه از سيم فولادي استفاده مي شود.